تبلیغات
گریه های مهربون


گریه های مهربون


‍‍(( تاثیر گذار ترین آدمهای زندگی من!))
جمعه 8 تیر 1386
 

خدایا چگونه زیستن را به من بیاموز چگونه

مردن را خود خواهم آموخت........

                   دکتر علی شریعتی

 دکتر یادت گرامی ..................................

 ‍‍(( تاثیر گذار ترین آدمهای زندگی من!))

به نظرم یک یک افرادی که در جامعه ای زندگی می کنند در تشکیل شخصیت افراد تاثیر گذار هستند.هر چند که ما رابطه ای با آنها نداشته باشیم ولی تاثیرات اخلاق و روحیات جامعه بر روی افراد اون جامعه تاثیر می گذارد.

من هم در زندگی کسانی رو داشته ام که در زندگی ام تاثیر گذار بوده اند.از پدر و مادر /برادر/دوست/فامیل/جامعه و ... .هر کدام از این افراد بسته به درصد نزدیکیشان  در تشکیل شخصیت من تاثیر گذار بوده اند.چند وقت پیش دوست عزیزم سوده که دانشجوی رشته پزشکی دانشگاه شهید بهشتی است در بلاگ خود از تاثیرات افراد برتشکیل شخصیت خود صحبت کرد و از من و دیگر دوستان نیز خواست تا در این مورد در وبلاگمان صحبت کنیم.

نزدیک ترین افراد در زندگی من پدر و مادرم هستند آنها معماران زندگی من هستن.که واقعا نمی دونم منکر تاثیرات آنها در رسیدن من به اهدافم و تشکیل شخصیت خود شوم.واقعا نمی دونم اگه این2 فرشته در کنارم نبودن من چه جوری زیر این نا ملایمات زندگی کمر راست می کردم و چه جوری می تونستم درک واقعی از این زندگی داشته باشم.

پدرم به عنوان سمبل زندگی ام که واقعا نمی دونم چه جورمی توانم جواب زحمت های بیدریغ او را پاسخ گویم.او همیشه حس اعتماد رو در من تقویت می کند.اعتمادی که به من جرات قدم برداشتن رو میدهد و به من جرات می دهد این گامها رو بلند و محکم بردارم بدون کوچکترین ترسی از شکست.مسیرهای زندگی را به من نشان میدهد اما برایم تعیین مسیر نمی کند.

و مادرم به عنوان صبور لحظه های سخت زندگی/ حامی ام در یک یک لحظات زندگی که به من قدرت پرواز میدهد برای رسیدن به یک یک اهدافم .او هم به مانند پدرمسیرهای زندگی را به من نشان می دهد اما برایم تعیین مسیر نمی کند.

واقعا نمی دونم اگه این دونفر رو در زندگی نداشتم چه جوری می توانستم گامهایم را بلند و محکم بردارم و شاید من غرق در گرداب دریایی می شدم که سر بر آوردن از این گرداب برایم نا ممکن می شد.

برادرانم که وجودشان گرما بخش زندگی من است.

خاله زهرا که هیچ فرقی با مامان نداره و به قول سوده عزیز, خاله mummy number two  منه.خیلی مهربونه و من خیلی دوستش دارم.البته این دوست داشتن 2طرفه ی.

 

دکتر تهرانی که از معماران  نامی ایران است فارق التحصیل دانشگاه تورنتوی ایتالیا نه در زمینه درسی بلکه در زمینه های مختلف زندگی  راهنمایم بوده.مرسی عمو جون

عموی عزیم  آقای دکتر فارق التحصیل سوربن فرانسه که تاثیراتش در زندگی من کم نبوده همیشه چراغ هدفهایم بوده.

خانم جعفری از اساتید موسسه زبان کیش که حس رقابت را در من ایجاد کرد و به من آموخت تا برای رسیدن به اهداف باید مبارزه کرد.حال اون چیز یادگیری زبان باشد یا ........ .

از اساتید دبیرستان که وقتی یاد استاد ریاضی می افتم جز خاطره ای بد که من رو روز به روز از اهدافم دور میکردند چیزی نمی توانم بگویم(یادمه 2 سال در دبیرستانی استادم بود وبرای سال سوم تصمیم به تعویض مدرسه گرفتم که از بخت بد من این استاد نیز به اون مدرسه منتقل شد اون روز بود که در خیابانی فریادی بلند زدم که خدایا چرا این .......دست از سر من بر نمی دارد و من به ناچار دبیرستان را به پایان رساندم.

در دانشگاه هم از روز اول ایجاد نشاط وشوق یادگیری آنقدر زیاد بود که به ما نرسید.مثل بنزین سهمیه بندی شده که هنوز کارت سوختم به دستم نرسیده.

امیر عزیزکه هم دانشگاهی خودم که تمام مدت در کنار هم بودیم از ابتدایی و دانشگاه حتی فاصله خانه مان از هم آنقدر کم است که به محض تصمیم می توانیم همدیگر را ملاقات کنیم تنها فاصله ما از هم به دوران راهنمایی بر می گردد.امیر دوست لحظه های تنهایی من.

انسیه عزیز و امین دوست داشتنی خواهرو برادر خوبم که تمام خاطرات دوران شیرین کودکی من با حضور این عزیزان رنگ گرفته.امین و انسیه هم دختر و پسر عمو های من و هم در همسایگی ما قرار درند.

پِژواک / مریم / احسان / علی رضا / یاسمن / سونیا / محمد / راحله و به تازگی هم فرشته عزیز به جمع دوستی ما پیوند خورده وحضورش رو به این جمع عزیز خیر مقدم عرض می کنم.

حضور این عزیزان هر کدام به نوع خود تاثیر زیادی در زندگی من داشته و من چیزهای زیادی از این عزیزان یاد گرفته ام.لازم به ذکر است که این عزیزان همشون تحصیل کرده هستند از دکتر گرفته تا مهندس و استاد دانشگاه.

پژواک و فرشته عزیز رنگی شدن زندگیتان را از صمیم قلب تبریک عرض می کنم.و بهترین آرزو ها رو از خداوند بزرگ برای شما دو عزیزان خواهانم.سبد سبد گل  نرگس پیش کش روی ماهتان.

مهدی عزیز که اون هم از دوستان دانشگاهی و مهدی هم مانند امیر هر گاه تصمیم به ملاقات بگیریم هم دیگر را ملاقات می کنیم مهدی عزیز فوق لیسانس وفارق التحصیل رشته عمران - زلزله از دانشگاه امیرکبیر هست.راهنمایی های مهدی همیشه کمک حال من بوده.

 

مهربانی رو به من آموخت و حس انسان دوستی را در من ایجاد کرد به نوعی بیدارم کرد,هر وقت نوشته هاش رو می خونم یا باهاش صحبت می کنم چیز های جدیدی ازش یاد می گیرم , شاید از سیاره ای دیگر باشد, به مانند فرشته ای که سعی در نجات نسانی دارد اون کسی نیست جز سوده عزیز.من مطمئنم سوده یکی از بهترین دکتر های این آب و خاک می شود همان طور که از بهترین دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی هست.امیدوارم هر جا هستی شاد و موفق باشی فرشته مهربان.

 

خیلی ها در تشکیل شخصیت من در این زندگی نقش داشته اند این عزیزان که در اینجا نام بردم گزیده های از اشخاصی هستند که بر زندگی من نقش داشته اند. وجود همه این عزیزان برایم مهم و ارزشمند است.

 نظرات فراموش نشه.مرسی.شادباشین عزیزان




نوشته شده توسط مهربون در جمعه 8 تیر 1386 و ساعت 01:06 ق.ظ


مشخصات چند پل مشهور جهان
چهارشنبه 29 فروردین 1386
مشخصات چند پل مشهور جهان

پل ها، یکی از سازه های مهم دنیا به شمار می روند. در این مطلب، مشخصات چند پل مشهور جهان را می خوانید.

Vasco da Gama.jpg

پل واسکودوگاما که از روی دهانه رود تاگوس بین ساکاوم و مونیجو در نزدیکی لیسبون، پرتقال می گذرد، با حدود 17200 متر طول، یکی از بلندترین پل های کابلی در اروپا به شمار می رود. این پل توسط آرماندو ریتو و با همکاری میشل ویرلوگو (که طراحی و ساخت پل میلاو را هم به عهده داشته است)، طراحی شده است. پل واسکودوگاما رسماً در 29 ماه مارس 1998 تنها کمی قبل از افتتاح نمایشگاه بین المللی اکسپو 98 و 500 سال پس از اکتشاف واسکودوگاما در راه اروپا به هند افتتاح گردید. این پل برای تحمل زلزله ای چهار برابر زلزله سال 1755 لیسبون که 7/8 ریشتر برآورد شده بود طراحی شده است. بلندترین دهانه آن 450 متر است و انتظار می رود 120 سال عمر کند. به خاطر طول زیادش، انحنا زمین نیز در نظر گرفته شده است تا پایه های آن بتوانند در محل صحیح خود قرار بگیرند.

Ponte Vittorio Emanuele II.jpg

پل ویکتور امانوئل II (Ponte Vittorio Emanuele II) که بر روی رود تایبر در رم، ایتالیا، ساخته شده، از انواع پل های قوسی است که در تاریخ 5 ژوئن 1911، در سالگرد اتحاد ایتالیا افتتاح گردید و به نام اولین شاه ایتالیا که با انضمام ونیز در سال 1866 و رم در سال 1870 به ایتالیا اتحاد این کشور را تکمیل نمود، نامگذاری شده است. این پل توسط انیو د روسی طراحی گردیده است. پل سنگی سه قوسی، چهار ستون – دو ستون در هر سمت - را به هم متصل می نماید و چهار مجسمه مرمر روی ستونهای قوس میانی، به نشانه اتحاد ایتالیا، آزادی، شکست ظلم و بیداد و وفاداری به قانون اساسی قرار گرفته اند. این پل توسعه طبیعی معماری کرسو ویتورو در رم می باشد.

Pont Laviolette.jpg

پل لاویولت (The Pont Laviolette) به افتخار موسس شهر تریوس-ریویرس - سیور د لاویولت - نامگذاری شده است. این پل یک پل ماشین رو با قوس کانتیلور (طره ای) است که بر روی رودخانه سنت لارنس بین تریوس-ریویرس در کبک، کانادا و بکن کور در کبک ساخته شده است. پل پونت لاویولت که در تاریخ 20 دسامبر 1967 افتتاح گردید، تنها پلی است که بر روی رودخانه بین مونت رئال و شهر کبک قرار دارد و بنابراین ارتباط مهمی را بین سواحل شمالی و جنوبی رودخانه فراهم می سازد. طول کل آن 2707 متر و بزرگترین دهانه آن 335 متر می باشد. پل فلزی مذکور دچار خوردگی نمی شود زیرا در فولاد بکار رفته در آن از عنصر نیوبیوم استفاده شده است.

Pont de Pierre.jpg

پل سنگی پونت د پیر پلی است قوسی، سنگی و ماشین رو، که روی رودخانه گارون در بوردو فرانسه قرار دارد. این پل بین سالهای 1819 و 1822 توسط کلود د شامپ و با همکاری جین-بپتیست بیلادل طراحی و ساخته شد. پل مذکور به دستور ناپلئون – در سال 1810 – و به منظور تسهیل رفت و آمد ارتشش از رودخانه بوردو در طول جنگ با اسپانیا، پرتقال و انگلیس ساخته شد. در سال 1811 مهندس کلود د شامپ وارد بوردو شد اما تا سال 1812 به عنوان مدیر پروژه ساخت پل معرفی نگردید. پروژه در سال 1814 با سقوط امپراطوری فرانسه و کناره گیری ناپلئون از قدرت، متوقف و تا 5 سال بعد، اجرای آن از سر گرفته نشد. پونت د پیر 487 متر طول دارد و دارای 17 دهانه است.

Glen Canyon Bridge.jpg

پل گلن کانیون در تقارن با سد گلن کانیون که بر روی رودخانه کلرادو و بر دهانه دریاچه پاول در نزدیکی پیج در آریزونا ساخته شده، برای ایجاد دسترسی ماشینی به هر دو ساحل رودخانه و تسهیل رفت و آمد کارکنان سد بین سالهای 1957 تا 1959 بنا گردید. این پل که توسط شرکت کیویت-جادسون پاسیفیک مورفی ساخته شد، در زمان بهره برداری در 9 فوریه 1959 بلندترین پل قوسی فلزی در جهان بود. طول عرشه پل مذکور 4/387 متر، دهانه قوس آن 313.3 متر، ارتفاع عمودی قوس آن 3/50 متر بوده و 213 متر از سطح رودخانه ارتفاع دارد.

Queensboro Bridge.jpg

پل کوئینز بورو – یا پل خیابان پنجاه و نهم – یک پل دو طبقه طره ای (کانتیلور) است که از روی رودخانه شرقی نیویورک سیتی می گذرد و منهتن را به دهکده کوئینز در لانگ آیلند سیتی را به هم متصل می کند. این پل همچنین از روی جزیره روزولت می گذرد. از سال 1838 پیشنهادات زیادی جهت ساخت پل برای اتصال منهتن به لانگ آیلند سیتی در دهکده کوئینز ارائه شد اما تا زمانی که اداره پل ها در این شهر تاسیس نشد، هیچکدام از طرحها مورد قبول واقع نشدند. پل فوق الذکر که در تاریخ 30 مارس 1909 افتتاح گردید – و در ابتدا به خاطر نام اولیه جزیره روزولت به نام پل جزیره بلک ول خوانده می شد – 08/1135 متر طول دارد و بزرگترین پل طره ای در جهان شناخته شده است.

Ohnaruto Bridge.jpg

پل اوناروتو پل معلق ماشین روئی است که کوبه را به ناروتو، توکوشیما در ژاپن متصل می سازد. پل مذکور که توسط هونشو-شیکوکو طراحی و در سال 1985 ساخته شده است، دارای دهانه اصلی به عرض 876 متر می باشد و اگرچه یکی از بزرگترین پل های جهان است، در مقابل پل آکاشی-کیاکو که بر روی همین مسیر ساخته شده، بسیار کوچک به نظر می رسد. عرشه اصلی این پل برای رفت و آمد اتومبیل ها و عرشه پائینی برای حرکت قطار در نظر گرفته شده بود اما راه قطار رو هرگز به اتمام نرسید.

Hernando De Soto.jpg

پل هرناندو د سوتو که در سال 1972 مورد بهره برداری قرار گرفت، یکی از دو پلی است که از روی رودخانه می سی سی پی در ممفیس، تنسی می گذرد. این پل قوسی فلزی ماشین رو، یک راه ارتباطی مهم است که 40 راه بین ایالتی را بر روی می سی سی پی به هم متصل می سازد. از آنجا که پل مذکور در گوشه جنوب شرقی منطقه زلزله خیز نیو مادرید – که یک منطقه زلزله خیز با ریسک بالا می باشد - قرار دارد، مقاوم سازی آن در برابر زلزله، به عنوان یکی از اولویتهای مهم در دستور کار اداره کل راههای فدرال آمریکا، اداره ترابری تنسی و اداره ترابری آرکانزاس قرار گرفت و در سال 2003 نیروهای مشترکی بکار گرفته شدند تا طرح بهنگام زلزله ای این پل را تهیه نمایند. این طرح عبارت بود از تعویض تکیه گاههای موجود با تکیه گاههای غلتکی، مقاوم سازی شالوده ها و ستونها، بزرگتر کردن سر ستونها، اصلاح دیواره جان، تعویض یا مقاوم سازی بادبندهای جانبی، مقاوم سازی قابهای متقاطع، مقاوم سازی خرپاها و جابجائی درزهای موجود با درزهای انبساطی مفصل گردان مدولی.

Detroit Superior Bridge.jpg

پل دیترویت علیا که از رودخانه کویاهوگا گذشته و پائین شهر کلولند در اوهایو را به گوشه غربی شهر متصل می نماید، در زمان افتتاحش در سال 1918 بزرگترین پل دو طبقه بتنی در دنیا بود. این پل دارای دهانهای به عرض 5/948 متر در دو طبقه است برای اصلاح ترافیک شهری در طبقه بالا و تراموای شهری در طبقه پائین و همینطور ایجاد پیاده روهای عریض طراحی گردید. بعد ها، طرح تعریض خیابان باعث کاهش عرض پیاده رو ها گردید اما در سال 2003 کمیته برنامه ریزی شهر کلولند تصمیم گرفت یکی از لاین های پل را تبدیل به یک پارک معلق نماید که در آن گردشگاههای پیاده، صندلی های دارای سر پناه و لاین های مخصوص دوچرخه سوار پیش بینی شده بود. تیم طراحی تشکیل شده بود از تیم معماری شهری، پارسونز برینکرهوف و کمیته هنرهای همگانی.

Fort Pitt Bridge.jpg

پل فورت پیت که از رودخانه مونونگاهلا می گذرد و در تقارن با تونل فورت پیت ساخته شده است، دروازه پیتز بورگ نام گرفته است. پل مذکور از نوع قوسی فلزی بوده و 9/367 متر طول دارد و طول دهانه اصلی آن 6/228 متر می باشد. این پل که در تاریخ 19 ژوئن 1959 به بهره برداری رسید، توسط جورج اس ریچاردسون طراحی و ساخته شده است. پل و تونل اخیراً توسط گروهی از کارشناسان انتخابی توسط HDR مورد بازسازی و ترمیم قرار گرفت و این عملیات در سال 2003 به پایان رسید. یکی از مهم ترین اجزاء بازسازی پل، الحاق حصار جدید پنسیلوانیا بود. حصاری باز تر که امکان دید وسیع تر و جالب تری را به افرادی که از روی پل عبور می کنند، می دهد.

با تشکر از مهندس مرتضی قائم پناه




نوشته شده توسط مهربون در چهارشنبه 29 فروردین 1386 و ساعت 12:04 ب.ظ

بهار آمد ............
چهارشنبه 1 فروردین 1386

نسیم رد پای برف را از جاده ای که تا همیشه پیداست پاک می کند.

ارکیده ها از زیر خاک سر بلند می کنند و به چشمان تو می نگرند

تو که منتظر بهاری.نگاهم با توست تا با هم به استقبال پروانه ها

برویم.بهار با تن پوشی  از شکوفه های صورتی رنگ از راه

می رسد.بیا تا مهربان و صمیمی با قلبی آکنده از صفا و صمیمیت

 به استقبالش بشتابیم.

دوستان عزیزم

مهمان سبز و عزیز به میهمانی دلت آمده پس کینه ها را دور کن

و فریاد مهربانی را به گوش ابر ها برسان.

دوستان گلم

 بهار زندگی شما و خانواده مهربانتان بی خزان باد.

دسته دسته گل شقایق نثار چشمهای مهربانتان. 




نوشته شده توسط مهربون در چهارشنبه 1 فروردین 1386 و ساعت 01:03 ق.ظ

ولنتاین مبارک*مسافرت با سرعت باد
یکشنبه 29 بهمن 1385

ولنتاین خود را چگونه گذراندید آیا؟

با کمی تاخیر ولنتاین مبارک.(عکس ازسایت اورکات و بلاگ دوست خوبم لادن)

روز پنج شنبه ساعت ۷:۳۰ شب من خسته از کارهای روزمره  دوستان به طور اتفاقی  راس ساعت ۸ در کتاب فروشی پژواک جمع میشوند و ساعت ۸:۱۰ تصمیم به سفر گرفته میشود  پس از ۱۰ دقیقه گفتمان درباره سفر  تصمیم گرفته می شود که به ویلای پژواک واقع در فلورد  برویم  و اما کی و چه زمانی/؟ چند نفر مایل به رفتن  جمعه ساعت ۴ صبح بعضی ها می گفتن اگه ۸ صبح بشه من دیگه نمی آم بعضی ها هم می گفتن شب بعضی ها هم می گفتند اگه  فردا تا ساعت فلان باید برگشته باشیم چون  پی ام سی قراره برنامه اسکارو نشون بده و اما تصمیم گرفته شد تا ساعت ۹:۱۵ جلوی مغازه پژواک جمع شویم.(به این می گن چی؟به این میگن  هماهنگی و اراده) خلاصه ساعت ۹:۱۵ با اکیپی متشکل از ۱۲ نفر که ۳ نفر از آنها  خانم که به همراه همسرانشان پایه ریز و برنامه ریز این سفر بودند و بقیه آنها آقا بودند سفر ما شروع شد.ماشین های ما متشکل از ویتارا / پاترول / پراید همگی پشت سر هم  در جاده به راه افتادیم.ساعت ۱۲ شام مفصلی خوردیم  چون خیلی گرسنه بودیم اما هیچ کدوممون لب به غذا نزدیم از بس  چرب و چیلی بود.خلاصه ساعت ۱۲:۳۰ رسیدیم و تا ۴ صبح  بچه ها  بیدار بودن و حرف می زدند.ساعت ۸:۳۰ از خواب بیدار شدیم و تا صبحانه بخوریم شد ساعت ۱۰ ساعت ۱۰ راه افتادیم برای گردش ۲ ماشین به سمت جنگل راه افتادیم  بعد از کلی عکس گرفتن و رقصیدن  تصمیم به بازگشت گرفتیم  وسط راه  ما که قصد  برف زدن به دوستان عزیز رو داشتیم با کمال  شرمندگی ضایع شدیم رفت  اون گروه هم نامردی نکردن ما که حالمون گرفته بود بیشتر حالمونو گرفتن که به دلیل کمبود وقت از گفتن جزئیات می پرهیزم.تا ناهار خوردیم شد ساعت ۲:۳۰  . ساعت ۳ به قصد برگشت راه افتادیم.جاتون خالی چه برفی آمده بود در  راه برگشت گردنه گدوک  کم کم ۱ متر برف نشسته بود.ما هم تصمیم به برف بازی گرفتیم.چشتون روز بد نبینه نزدیک بود آن روز یه مسافرت دیگه هم برم(سفر آخرت).بچه ها  نقشه ای کشیدن تا تلافی گوله برفهای که بنده  نثارشون کرده بودم رو در بیارن.خلاصه  من بیچاره رو  اونقد سرم رو تو برف کردن که دیگه نفسم بالا نمی آمد.(هی میگم از این شوخی خرکیا نکنین کی تو گوشش میره) بعد یه چای که  پدر پژواک زحمت چای رو کشیده بود خوردیم و راه افتادیم.دوباره در جای که دیشب شام خورده بودیم  ایستادیم اما این بار آش دوغ زدیم جاتون خالی  چه حالی داد اما بعدش از معده درد داشتم میمردم.خلاصه ساعت ۷ شب رسیدیم.به این میگن مسافرت ۱روزه با سرعت باد.خلاصه جای همتون کلی خالی بود.خلاصه کلی خستگیمون در رفت.




نوشته شده توسط مهربون در یکشنبه 29 بهمن 1385 و ساعت 02:02 ق.ظ


یکشنبه 22 بهمن 1385
نگاهی به پروژه های جدید تیوایتو
معماری جهان
هزارتوی سفید درون مكعب *

toyo-ito_01.jpg

معماری در طی روند تاریخی خویش همواره متأثر از فن‌آوری‌های زمانه بوده است؛ تأثیرات غیر قابل انكار فولاد و بتن در پیدایش معماری مدرن، گواهی است بر این مدعا. لیكن طی سال‌های اخیر كه پیشرفت‌های عمده‌ای در تكنولوژی ساختمان و مصالح ساختمانی به وجود آمده است، شاهد حضور تأثیرگذارتری از جلوه‌های تكنولوژی در معماری هستیم؛ در این میان گاه معماری در سایه تكنولوژی قرار گرفته و گاه تكنولوژی با حضور مؤثر و البته نامحسوس خود در خدمت معماری بوده است.

toyo-ito_02.jpg

Tower of Winds

تویو ایتو (Toyo Ito)، یكی از خلاق‌ترین و تأثیرگذارترین معماران حال حاضر جهان، از جمله معمارانی است كه در آثار خویش، همواره در جست‌وجوی شیوه‌های نوین و تكنولوژی‌های جدید برای پیوند میان تكنولوژی، طبیعت و معماری می‌باشد.

toyo-ito_03.jpg

Sendai Mediateque

تویو ایتو در سال 1941 در ژاپن به دنیا آمد و در سال 1965 تحصیلات معماری خود را در دپارتمان معماری دانشگاه توكیو به پایان رساند. او در سال 1971، بعد از چهار سال كار در دفتر معماری kiyonori kikutake، دفتر معماری خود را با عنوان (urbot) urban robot تأسیس كرد كه بعدها در سال 1979 به تویو ایتو و همكاران (toyo ito & associates) تغییر نام داد. تویو ایتو استاد مدعو دانشگاه كلمبیای نیویورك، استاد افتخاری دانشگاه شمال لندن و عضو افتخاری AIA بوده است. او در طی دوران فعالیت حرفه‌ای خود جوایز متعددی را كسب كرده است كه از مهم‌ترین آنها می‌توان به جایزه بنیاد معماری ژاپن برای پروژهsilver hut در سال 1986، جایزه هنری mainrich برای طراحی موزه yatsushiro در سال 1992، جایزه طلایی بهترین طرح ژاپنی در سال 2001 و مدال طلای سلطنتی انگلستان در سال 2006 اشاره كرد.

toyo-ito_04.jpg

Serpentine Pavilion

برخی از مهم‌ترین پروژه‌های تویو ایتو عبارتند از:
ـ White U (1976)
ـ Silver Hut (1986)
ـ Tower of Winds (1986)
ـ خانه Guest (1989)
ـ ساختمان T (1990)
ـ موزه Yatsushiro (1991)
ـ هتل P (1992)
ـ موزه Shimosuwa (1993)
ـ خانه S (1995)
ـ تالار Nagaoka (1996)
ـ مجموعه Resort (1998)
ـ خانه K (2000)
ـ sendai mediateque (2001)
ـ غرفه گالری Serpentine (2002)
ـ غرفه Brugge (2002)
ـ ایستگاه Motomachi Chukagai (2003)
ـ ساختمانTods (2004)
ـ فروشگاه Mikimoto (2005)

در پست های بعدی بیشتر با این معمار صاحب سبک آشنا خواهید شد.

بالاخره چند پست هم از درسهایی که خوندیم باید بدیم دیگه!!!!!!

شاد باشین.Smiley




نوشته شده توسط مهربون در یکشنبه 22 بهمن 1385 و ساعت 01:02 ق.ظ

مهربان بازگشت
جمعه 13 بهمن 1385

و باری دیگر مهربان بازگشت.....................................

مرگ قو

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد

فریبنده زاد و فریبا بمیرد

شب مرگ تنها نشیند به موجی

رود گوشه ای دور و تنها بمیرد

در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب

که خود در میان غزل ها بمیرد

چو روزی ز آغوش دریا برآمد

شبی هم در آغوش دریا بمیرد

گروهی برآنند کین مرغ شیدا

کجا عاشقی کرد؟آتجا بمیرد

شب مرگ از بیم آنجا شتابد

که از مرگ غافل شود تا بمیرد

من این نکته گیرم که باور نکردم

ندیدن که قوئی به صحرا بمیرد

تو دریای من بودی آغوش باز کن

که می خواهد این قوی زیبا بمیرد




نوشته شده توسط مهربون در جمعه 13 بهمن 1385 و ساعت 01:02 ق.ظ

۸آذر تولدم مبارک
سه شنبه 7 آذر 1385

من دوباره متولد شدم

بهترین ها تقدیم شما عزیزانم




نوشته شده توسط مهربون در سه شنبه 7 آذر 1385 و ساعت 11:11 ق.ظ

انوشه انصاری
پنجشنبه 6 مهر 1385

هر کسی در زندگی برای خود آرزو/هدف و یا رویایی  دارد که شاید از نظر خود او رسیدن به این آرزو و یا رویا سخت باشد این آرزو ها برای هر فرد متفاوت است یکی دوست دارد بزرگ ترین مرد یا زن جهان شود یکی دوست دارد بهترین  فوتبالیست یا کلا بهترین ورزشکار باشد  یکی دیگر دوست دارد بزرگ ترین کشتی جهان را داشته باشد که همه نوع امکانات تفریحی را دارا باشد یکی دیگر آرزو دارد بزرگ ترین استادیوم جهان یا بزرگ ترین خانه  جهان را داشته باشد که البته خیلی ها  فقط آرزوی رسیدن به این چیزها را دارند و تلاشی برای رسیدن به این خواسته خود نمی کنند اما  کسان دیگری هم هستند که از زمان بچگی آرزوی سفر به فضا و رفتن به مدارزمین را در سر می پرورانند شبها  بانگاه کردن آسمان و چیزهایی که در آسمان می گذرد ودر اندیشه رویای خود به خواب می روند و صبح با همان آرزو از خواب بیدار می شوند و  هر روز قدمی نو برای رسیدن به اهداف خود بر می دارند.

 انوشه انصاری یکی از این افراد است که برای رسیدن به رویای خود بهای سنگینی را پرداخت کرد اما باز به نظر خودش  ارزشش را داشت او با تلاش های خود و مقاومت در برابر هر نوع سختی بالاخره به آرزوی دیرینه خود که رفتن به مدار زمین باشد رسید.او رویایش آنقدر برایش ارزش داشت که شخصی از او پرسید: ...او اینگونه بود که نام خود را به عنوان اولین زن  توریست جهان معروف کرد که البته نام توریست نام مناسبی برای  انوشه نیست  او سختی های زیادی را در رسیدن به این هدف کشیده  اما توریست معمولا برای تفریح و بدون زحمت و به یک سفر زمینی  که نهایتا با هواپیما به این سفر می رود و هیچگاه 6  ماه تمرین های سخت و فشرده  بدون ملاقات با خانواده ندارد.

اگر بدونی تمام مراحل سفری که پیش رو داری با خطر همراهه باز هم ادامه می دهی؟ و او اینگونه جواب داد من حتی اگر می دانستم که این سفر هیچ بازگشتی نداره و یک بلیط یک طرفه خواهد بود لحظه ای در سفرم تردید نمی کردم.

اینگونه بود که عکس او بر روی صفحه اول معروفترین مجله های دنیا قرار گرفت.او۱۸سپتامبر با موشک سایوز تی ام ای ۹ راهی این سفر شد.فکر کنم شرح حال رسیدن به این جایگاه را از  روزنامه ها  و یا تلوزیون و یا مجله ها شنیده باشین.من تصمیم دارم شرح حال او را  در مدار زمین برای شما از زبان خود او بازگو کنم.

پنج‌شنبه، 30 شهریور 1385

ر چند روزی كه انوشه سوار بر سایوز TMA-9 سفری سخت اما هیجان‌انگیز را به ایستگاه بین‌المللی فضایی تجربه می‌كرد، دسترس به اینترنت برایش مقدور نبود. از این رو پیتر دیاماندیس، به جای انوشه در وبلاگ وی می‌نوشت. دیروز كه انوشه پا به ایستگاه فضایی گذاشت، جانشین خود را مرخص كردو به نامه‌ای كه پیتر برایش نوشته بود پاسخ داد. نامه‌های زیر از بسیاری جهات حائز اهمیت است. به هیجان انوشه زمانی كه زمین را از بالا می‌نگرد توجه كنید.

 

موضوع : سلامی از جانب پیتر دیاماندیس، به فضا خوش آمدید!

انوشه جان سلام،

به خانه خودت، ایستگاه بین‌المللی فضایی (ISS) خوش آمدی! مردم دنیا پرتاب موفقیت آمیز تو را به فضا از تلویزیون و اینترنت تماشا كردند. تو بی‌نظیر بودی و در همه حال لبخند می‌زدی.

...

دوستدار تو
پیتر

.................................................................................................................

پیتر عزیزم،

تو در تمام لحظات در ذهن من بودی. من اولین ملاقات با تو را هنوز در خاطر دارم. ما روبروی هم دور میزی نشسته بودیم و با هیجان زیاد درباره فواید جایزه ایكس (X) صحبت می‌كردیم. من از تماشای تو كه با اشتیاق فراوان در حال متقاعد كردن من بودی، لذت می‌بردم.

تو در همان دقیقه نخست كالایت را فروخته بودی، اما اشتیاق و هیجان تو بسیار مسری بود و من علی‌رغم اینكه تصمیم خود را گرفته بودم از تو خواستم داستانت را ادامه دهی. من تنها چند ساعتی است كه به ایستگاه (بین‌المللی فضایی) رسیده‌ام و واقعاً احساس می‌كنم در خانه خودم هستم. من در تمام طول پرتاب مشغول یادداشت وقایع بودم و به زودی آنها را منتشر خواهم كرد.

پرتاب خیلی نرم و آرام بود. زمان رسیدن به ایستگاه خیلی طولانی به نظر می‌رسید ولی ارزش آن را داشت. من نمی‌توانم چشم از پنجره بردارم. از این‌بالا زمین باشكوه و آرام به نظر می‌رسد. از این بالا قادر به دیدن موضوعات ترسناكی كه در اخبار می‌خوانی و یا می‌شنوی، نخواهی بود.

زمین از این بالا واقعاً زیباست و من ایمان دارم كه اگر همه مردم می‌توانستند زمین را چنان كه من نظاره می‌كنم، ببینند تمام تلاش خود را در جهت حفظ و بقای آن به كار می‌بردند. من آرزو می‌كنم انسانهای بیشتری قادر به انجام سفری فضایی و دیدن چنین صحنه‌های با شكوه باشند. اما من قبل از همه برای تو آرزو دارم كه به این سفر بیایی، چون هیچ كس را لایقتر از تو نمی‌دانم.

با بهترین آرزوهای فضاییم برای تو
انوشه

لازم به ذکر است که انوشه جایزه 10میلیون دلاری ایکس پرایز را پرداخت کرده بود.

در پست های بعدی مطالب بیشتری را تقدیم حضورتان خواهم کرد.

منبع :وبلاگ انوشه انصاری

 

 




نوشته شده توسط مهربون در پنجشنبه 6 مهر 1385 و ساعت 12:09 ب.ظ
Desined By Mohamad + Alireza